تاریخچه

در .

پیـش از برقراری رژیم مـشـــروطه در ایران ، سازمـان مســـتقلی که مـسوًل گرفتن ( مالیــات ) از طبقات مختلف مردم ، باشد ، وجود نداشــت و این حکام مناطق و ایالتـــها بودند که به کمک ایادی خود ، مالیــات را با شیوه های مختلف وصول می کردند.بدین معـــنی که : هر حاکمی که از شاه فرمــان حکومت استانی را می گرفت ، یک پیشــکار هم همراه داشــت که(وزیر ) نامــیده می شد . این شخص ، برای مردم هر منطـقه مالیاتی تعیین می کرد . دردستگاه حکومتی هم افراد سرشناسی بودند که به نام (ضابط) شناخته می شدند. حاکم و وزیر او – که سمت کفالت این ســـازمان را به عهده داشت – مالیــات هر منطقه را به مزایده می گذاشتند و هر ضابــطی که پرداخت مبلغ زیادتری را به عــنوان وصول مالیات در شهرســتان یا بخش تعهــــد می کرد ، امر وصول مالیــات آن منطقه را به او می سپردند . چند مامـــور حکومتی هم جهت همکـــاری ، در اختیار آن ضابـط گذارده می شد . در این صــورت تکلیف مردمعــلوم بود! گاه اتـفاق می افتـــادکه فردی در پرداخـــت مالیات ، با کمترین تمرد ، به چوب خوردن ، بریدن گوش و دماغ و از این قبیل مجازاتها محکوم می شد ! این مجازاتها نیز تا حدی اعمال می شد که بعضی ازاهالی یک شهر یا یک بخش که نمی توانستند مبلغ تعیین شده مالیات را بپردازند ،خانه و کاشــانه خویش را رها کرده ، فرار را بر قرار ترجـــیح می دادند. ماموران مالــــیاتی هم ، خانـــه یا ملـک آنان را ، به عنوان اخذ مالیـــات ، مصادره می کردند به هر حال ، (ضابط ) مربوطه ، مبلغ وصولی مالیات را به مدیــر دفتر حکومت در مرکز اســتان تحویل می داد و رسید می گرفت . مدیر دفتر حاکم هم ، مبلغ وصولی را دردفتر چرمی مخصـــوصی با حساب سیاق { نحوه خاص نوشتـــن ارقام ریاضی معمول درآن سالـــها } ثـبت کرده ، روزانه ، به نظر حــــاکم می رســاند . ســپس ، وجوه جـــمع آوری شده را – که بیشــتر سکــــه های یک قرانــــی (یک ریالی ) ، دو قرانی و پنـــج قرانی نقره بودند – تحویل صندوق دارمی دا د . صندوقدارهم ، مبالغ وصولی را دردفتری ثبت می کرد و در کیسه های مخصوصی به تفکیک یک قرانی، دو قرانی و پنج قرانی ،( معادل هشتصدتومان در هر کیسه )جای داده ، در صندوق می گذاشت .در دوران حکومت ناصرالدین شاه ، که اسکنــاسهای یک تومانی (ده ریالی) ، دو تومــانی و پنج تومــانی با عکس ناصر الدین شاه ، چاپ شد و رواج یافت ، وجوه مالیاتی ، هم به صورت اسکناس و هم به صورت سکه وصول و به همان ترتیب جمع آوری و در صـندوق ریخته می شد . روی این اسکناسها با خط درشت نوشته شده بود، {مثلا}(فقط در کرمان رایج است ) البــته صراف هایی در هر شــهر بودندکه هر اسکناس یک تومانی را گرفته ، با کسر(ده شاهی ) در قــبال آن پول نقره و یا اسکناس رایج در شهر دیــگری را می دادند . ضمنااستاندار موظف بود که هر 3 ماه و یا 6 ماه یک بار ، مـــیزان درآمد و هزینه های مصـــرف شده را تعیین کرده ، پس ازکسر هزینه ها ، بقیه موجودی را به تهران بفرستد.بعد از برقراری رژیم مشروطه ، در ایران ، در سال 1285 ش . کابینه ای شامل هشت وزارتخانه تشکیل شد. ازجمله اولین کابیـــنه ، یکی هم وزارت مالیه (دارایی) بود . این وزرتخانه ،در هر استان ، اداراتی داشت ، که در راس هر اداره – درمرکز استان – شخصی به نام ( مدیر مالیه ) قرار می گرفت .بنا به سوابق موجود ، از جمله کـــسانی که به عنوان اولین یا دومین مدیر مالیه به کرمـــان آمده اند ، شخصی بوده به نام ( فطـــــن الملک ) که گویا فردی مقتدر بوده و علاوه بر امور مالیه ، در صـــحنه های سیاسی اســــــتان هم حضوری فعال داــشته . نفر دیگر ( اعتبار الملک ) بوده که در سال 1328 هجری قمری (1288 ش ) به کرمـان آمده .در همین سالها بود که صورت برداری از حاصل خالصجات ( املاک متعلق به دولت ) هم به وزارت مالیه محول و مقرر گردید که در هر استانی به افرادی از معتمدان محل ، برای انجام این امر ، ماموریت داده شود.   برای آگـــاهی از سبک صدور احکام ماموریتـهای دولتی درآن دوران ، تصویر متن یکی از این احکام را ، که در ماه رجب 1328 هجـــــری قمری (1288 ش .) به نام یکی از ماموران مربوطه صادر گردیده و همچنین مدارک برای استخدام ، در پایان مبحث درج می شود.
 بعد از سال 1295 ش . ازطرف دولـت ، دکتر ( میلسپو) برای تنظیم تشکیلات وزارت مالیه به ایران دعوت شد.او مدتی در وزارت مالیه عهده دار این وظیفه بود.و ازطرف خود ، نـمایندگانی رابه مـــراکز استانـــها فرستاد. از جـــمله ، شخـــصی به نــام ( مسیو لکفر ) اتریشی را ، در سالهای 1298 و1299 ش . به عنوان مدیر اداره مالیه ، به کرمان فرستاد که چند سال در کرمان مشغول کار بود . پس از آنکه در اوایل جکومت رضا شاه دکتر میلسپو از ایران اخراج شد. نامبرده هم ازکرمان رفت . گفتــنی است که در امر صورت برداری از مالیـاتها و وصول آنها ، سازمانی در اداره دارایی تشکــیل شد که کارمندان آن را افرادی ، به عنوان مستوفی تشکیل می دادند. این افراد به هنگام کار ، لباس مخصوصی به شکل پالـــتو های بلند می پوشیدند و کلاه پوستی بر سر می گذاشتند و در اتاقی در اداره مالیه روی زمین نشسته ، به رتق فتق امور مالیاتی می پرداختند . اغلب این مستوفیان ، دارای خطی خوش نیز بودند.از جمله افراد دیــگری که به عنوان پیشکار مالیه به کرمـــان آمدند مرحوم حاج عزالمـمالک اردلان بود که پس از چند سال انجام وظیــفه در این سمت به تهران رفت و در سال 1315 ش. به عنوان استاندار کرمان ، مجدداً به این شهر آمد و حدود یک سال در ایـــــــن سمت مشغول کاربود. در این سال نام وزارت مالیه به وزارت دارایی تغییر یافت . نام ادارات مالیه در استانها هم به اداره پیشکاری دارایی تبدیل شد.پس ازسال 1320 ش. سازمانهای غله ، قند و شــــــکر و دخانیات هم جز سازمانهای وابــسته به پیشکاری دارایی شدند.ازآن هنگام ،ازجمله کسانی که باعــنوان پیشکاردارائی مشغول کاربودندمیتوان به (محمودگنجه ای ) اشاره کرد که بعدازسمت پیشکاری کرمان به عنوان نماینـــده مجلس شورای ملی برگزیده شد وبه معاونـت مجلس هم رسید ، پس  ازوی تقــی بـــینش بدین سمت منصوب گردید که ضـــمناً شــاعری خوش ذوق هم بود . احمدصـــدیقی ، محمدعلی ایمانی ، تریبون آمریکائی ، دکتراحمدناظـــــرزاده کرمانی ، احمدصدیقی ( یعنی برای مرتبه دوم) ، ســـــرداری ، خطاطــــــان، مهدی صدیق وزیری ، اسکندری ، احمـــدفرود ، عباس میرزا شاهرخی ، جعفرنوشین ، علی اصغر ناصر ، احمددرود ، ابوعلی عاملی ، همایـــــیفر، میرشرف الدین مشیری ، صــفویان ، یحیی جهانشاهی ، رفیعی ، ممیزی زاده ، عزیزالـدیــــــن ، خان بابائی ، دکتراســـماعیل افسر ودرعصرانقلاب اســـلامی ایران ؛ محـــــمدخاناحمدی ،جمشـــــیدفرج پور ، محمدعلی خوش اخلاق ، علی نصیری نصب رفسنجانی ، احمدصفابافتی ،  ابوالحسن تنکابنـــی پور، محمدعلی احمدی ، ناصرکلانــــتری خاندانی ، هوشنگ فراهانی ، غلامرضـا حیدری کرد زنگنه ، محمدحسین مبـــشری ومحمدفرشاد ورضانمک شناس درتاریخ 25/3/81 به عنوان مدیرکل اموراقتصادی ودارائی اســــتان کرمان منصوب گردید وبعدازآن اصغرحســـینی  ازتاریــــخ1/7/81واز تاریخ1/7/91 تاکنون حمید شیخ اسدی به عنوان ریاســــــت اداره کل اموراقتصادی ودارائی اســــــــــتان کرمان منصوب گردیده ودرحال حاضرنیزمشارالیه مسئولیت فوق رابه عهده دارد .